نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۷۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حق طلب آسوده در دنیای باطل کی شود؟

سنگ راه سیل بی زنهار منزل کی شود؟

ذکر از جسم گرانجان می کند دل را خلاص

دانه غافل از بهاران در ته گل کی شود؟

می شود اشک سحرخیزان برومند از اثر

در زمین پاک، ضایع تخم قابل کی شود؟

شد یکی صد از طواف کعبه بی آرامیم

شوق مجنون ساکن از لیلی به محمل کی شود؟

پاکدامانی کلید قفلهای بسته است

ماه کنعان را در و دیوار حایل کی شود؟

حرف و صوت از دل نیارد ریشه غم را برون

زردی رخسار زر از سکته زایل کی شود؟

چون گره در موفتد واکردن او مشکل است

دل رها از قید آن مشکین سلاسل کی شود؟

سختی ره می شود سنگ فسان سیلاب را

از ملامت رهنورد شوق کاهل کی شود؟

باده نتوانست زنگار از دل مینا زدود

تلخی هجران به شهد وصل از دل کی شود؟

می شود از کاوش بسیار آب چشمه بیش

چشمه انعام خشک از جوش سایل کی شود؟

قسمت روشندل از هنگامه دنیاست غم

اشک و آه شمع صائب کم به محفل کی شود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان جستجوگری حق و حقیقت در دنیای نادرست و باطل می‌پردازد. او به مشکلات و سختی‌های مسیر حق‌طلبی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که رسیدن به آرامش و آزادی از قید و بندهای مادی، نیازمند تلاش و صبر است. شاعر به تضادهایی مانند اشک و شادی، آرزو و واقعیت، و جستجو برای عشق و حقیقت در دل انسان‌ها می‌پردازد و می‌گوید که هیچ چیز به سادگی قابل دستیابی نیست. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که حقیقت و راستی در دنیای پر از درد و رنج چگونه ممکن است به دست آید.