غزل شمارهٔ ۲۷۰۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل خراب از خندهٔ پنهان آن گل میشود
سنگ این مینای خالی پرتو مل میشود
ساحل دریای آشوب است ترک اختیار
موج بر خاشاک از افتادگی پل میشود
در طریق ما که نعل واژگون خضر ره است
بیشتر خون بر سر تیغ تغافل میشود
سیل را کوتاهی دیوار عاجز میکند
سد راه دشمن غالب تحمل میشود
پاک گردد هر که صائب دامن پاکان گرفت
اشک شبنم سرخرو از دامن گل میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و پیچیده انسان اشاره دارد. شاعر از غم و شادی صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه احساسات مختلف میتوانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند. در این اشعار، گل نمادی از زیبایی و در عین حال درد و رنج است. اشعار به تضادها و تنشهای موجود در زندگی اشاره میکند، مانند آرامش و طوفان، و تلاش برای حفظ پاکی و صداقت در برابر مشکلات. در نهایت، به پیوند عمیق انسان با طبیعت و زیباییهای آن نیز اشاره میشود.