نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود

خواب من آشفته زان خط چو ریحان می شود؟

از اطاعت عاقبت محمود می گردد ایاز

قامت خم خاتم دست سلیمان می شود

حسن چون بی شرم شد زنهار گرد او مگرد

بوی خون می آید از تیغی که عریان می شود

پرده داری می کند از سوختن پروانه را

شمع اگر در جامه فانوس پنهان می شود

در زمین پاک ریزد دانه دهقان امید

سینه بی آرزو آخر گلستان می شود

نیست چون گرداب بهردانه گردیدن مرا

آسیای من به آب خشک گردان می شود

سرو از شرم قدت در دود آه قمریان

چون الف در مد بسم الله پنهان می شود

از دل بی مدعا صائب فلک داغ من است

تخم چون سوزد غنی از ابر احسان می شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تفکرات مختلف شاعر درباره زندگی، درد، عشق و امید می‌پردازد. شاعری که خوابش آشفته است و از حکمت و قدرت الهی صحبت می‌کند. او به تضادهای انسانی اشاره دارد و نشان می‌دهد که در عین شرم، زیبایی و خطر نیز وجود دارد. همچنین به امید و تلاش کشاورز برای به بار نشستن دانه‌ها در زمین پاک اشاره می‌کند. در نهایت، شعریست پر از استعاره و معانی عمیق که نشان‌دهنده پیچیدگی‌های زندگی و عواطف انسانی است.