نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد

صبحدم بر صدق این معنی گواهی می دهد

ما به دریا لب نیالاییم و چرخ آبگون

می به ما دریاکشان از گوش ماهی می دهد

هر که می داند که دردسر به قدر دولت است

کی کلاه خود به تاج پادشاهی می دهد؟

خنده رویی می دهد یاد از پریشان خاطری

قبض بر جمعیت خاطر گواهی می دهد

قهرمان عشق بیتاب است در خون ریختن

این محیط از موج خود سوزن به ماهی می دهد

این جواب آن غزل صائب که ناصح گفته است

تا لب ساغر به خون من گواهی می دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و تجارب انسانی می‌پردازد. شاعر به تأثیرات صبحگاهی بر دل انسان اشاره می‌کند و گواهی به صدق این احساسات می‌دهد. او به دریا و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که محبت و عشق مانند آب دریا جاری است. شاعر همچنین به درد و رنجی که انسان‌ها به خاطر قدرت و مقام تحمل می‌کنند، اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق و احساست شورانگیز هستند. در انتها، او به گذران زندگی و تأثیر خاطرات بر احساسات اشاره کرده و می‌گوید که عشق و خون‌ریزی در این محیط غیرقابل‌اجتناب است.