نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۹۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا آه سحر گرد از دل دیوانه می روبد

که جزبال سمندر گرداز آتشخانه می روبد؟

منم پروانه شمعی که شمع بزم جایش را

زدلسوزی به جاروب پر پروانه می روبد

مرا بر می پرستی رشک می آید که از مستی

به دستار پریشان ساحت میخانه می روبد

به امیدی دل صد چاک را در زلف او بستم

همان گرد عبیر از طره او شانه می روبد

چه گردم گرد این سنگین دلان بهر گشاد دل؟

چو آخر آسیا گرد از دل این دانه می روبد

مرا با آتشین رویی سر و کارست کز بستر

به جای برگ گل بال و پر پروانه می روبد

چنان شد عام در دوران چشمش وسعت مشرب

که با سجاده زاهد ساحت میخانه می روبد

نلرزم چون به آه سرد خود چون صبحدم صائب؟

که گاهی از دلم گردی درین غمخانه می روبد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از غم و عشق سخن می‌گوید. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، خود را به پروانه‌ای تشبیه می‌کند که به شمعی عشق می‌ورزد و از دل‌تنگی و دلتنگی‌اش می‌گوید. او احساس می‌کند که در میخانه و عشق، عذاب می‌کشد و با آه و ناله‌هایش از درد دلش پرده برمی‌دارد. همچنین، او به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در میان سنگین دلان، به خاطر عشقش دچار پریشانی و شوق می‌شود. در نهایت، شاعر از دردی که در دل دارد گفته و از آن می‌نالد.