نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد

که مار از امتداد روزگاران اژدها گردد

زخورشید سبکسیرست نعل سایه در آتش

زهی غافل که شاد از سایه بال هما گردد

نقاب چهره امید باشد گرد نومیدی

غبار دیده یعقوب آخر توتیا گردد

پشیمانی ندارد جان به آن جان جهان دادن

یکی صد می شود آن زر که صرف کیمیا گردد

نیم نومید از جذب محبت با گرانجانی

که آهن صاحب بال و پر از آهن ربا گردد

نگاه آشنا، چشم از حجاب آلوده ای دارم

که رنگ می به رویش پرده شرم و حیا گردد

به پایان چون برم این راه بی انجام را صائب؟

که آتش زیر پایم از گرانخوابی حنا گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان مراحل و تحولات انسانی و روحی می‌پردازد. در آغاز، به بیان تحولاتی اشاره می‌شود که از اندک بودن به عظمت و بزرگی می‌انجامد، به‌طوری‌که انسان می‌تواند از یک مار به یک اژدها تبدیل شود. سپس به اثرات خورشید و سایه‌ها اشاره می‌کند و غفلت از آنچه که در زندگی است را مورد انتقاد قرار می‌دهد. امید و ناامیدی در این شعر به‌صورت نقاب و غبار چشم یعقوب مورد اشاره است، که در نهایت به بیان پشیمانی و ناپایداری زندگی پرداخته می‌شود. در ادامه، عشق و کشش به سمت دوست دانسته می‌شود و درنهایت به خطرات و چالش‌های پایان راهی اشاره می‌شود که ممکن است منجر به پشیمانی شود. شعر با تصاویری از دگرگونی و احساسات پیچیده انسانی، به راهی پرسش‌برانگیز و با گوشه‌هایی از اندوه و شادی ختم می‌شود.