نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را

دو بالا خنده این کبک از کوه و کمر گردد

دعای بیخودان نومید برگشتن نمی داند

اثر مگذار از خود تا دعا صاحب اثر گردد

مصور شد مرا این نکته در محراب از واعظ

که هر کس رو به خلق آرد رخش از قبله برگردد

ندارد پیروی دل واپسی، پیشی مجو بر کس

که در دنبال باشد چشم هر کس راهبر گردد

گذارد چون صدف هر کس زغیرت بر جگر دندان

به اندک فرصتی صائب دهانش پرگهر گردد

فروغ روی آتشناک از خط بیشتر گردد

زخاک این آتش سوزنده افزون شعله ور گردد

زخونریز اسیران نیست باک آن جامه گلگون را

ز اشک شمع کی پیراهن فانوس تر گردد؟

زکوه قاف آسان است عنقا را برآوردن

صدا از کوه تمکین تو ممکن نیست برگردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و مفاهیم عشق و دلسوزی می‌پردازد. در ابتدا به غم و تلخی زندگی اشاره می‌کند و اینکه محبت واقعی می‌تواند روح را تسلی بخشد. می‌گوید دعاهای بی‌خودان و عاشقان در صورت ناامیدی، تأثیری ندارند و باید دعاها با نیت خالص و از دل باشند تا مؤثر واقع شوند. همچنین به نکته‌ای درباره رابطه انسان‌ها و انصراف از خودخواهی اشاره می‌کند، به این معنی که اگر کسی رو به خلق بیاورد و خود را از درون کنار نگذارد، ممکن است نتواند به حقیقت درونی خود برسد. در این راستا توصیه می‌شود که هر فردی به دنبال چشم و دل خود باشد و اجازه ندهد که دیگران او را هدایت کنند. شعر به تمثیل‌های زیبایی از طبیعت و نمادهایی چون صدف و آتش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که محبت و عشق می‌تواند حتی در سختی‌ها و مشکلات نیز شکوفا شود. در نهایت، پیام کلی شعر بر این است که عشق و صداقت در دعا و رفتار می‌تواند زندگی را دگرگون کند و انسان را از ناامیدی نجات دهد.