نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز خط آیینه روی که جوهردار می‌گردد؟

که در پیراهن آیینه جوهر خار می‌گردد

خجالت می‌کشم از نامه‌های بی‌جواب خود

که بار خاطر آن رخنه دیوار می‌گردد

جدا از پرتو رخسار او آیینه‌ای دارم

که صیقل تا کمر در سبزه زنگار می‌گردد

قدم از خار می‌دزدیدم از کوتاه‌بینی‌ها

ندانستم که خار پا گل دستار می‌گردد

یکی شد با فروغ مهر تا شبنم برید از گل

چه دولت‌ها نصیب دیده بیدار می‌گردد

رگ خواب مرا ذوق شبیخون گلی دارد

که چشم شبنمی گر می‌پرد بیدار می‌گردد

اگر سنگ کمی داری ترازو را فلاخن کن

که اینجا محتسب پیوسته در بازار می‌گردد

اگر از شکر زلفش یک نفس خاموش بنشینم

ز کافر نعمتی مو بر تنم زنار می‌گردد

در آن محفل که صائب می‌کند میخانه‌پردازی

سر خورشید از یک ساغر سرشار می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تاثیر عواطف انسانی می‌پردازد. شاعر به تابلویی از احساسات متناقض و ظرافت‌های عشق و دلتنگی اشاره می‌کند. او از خجالت از نامه‌های بی‌جوابش، زیبایی چهره محبوب و تاثیرات آن بر زندگی‌اش، و همچنین از یادآوری خاطرات و احساساتی که به وجود می‌آورند، سخن می‌گوید. شاعر از انجام کارها به دور از آگاهی، و از تلاش برای درک زیبایی‌های زندگی و عشق یاد می‌کند. در نهایت، او به محفل‌های شاد و سرمستی اشاره می‌کند که در آن‌ها احساس خوشبختی و عشق به اوج خود می‌رسد. این شعر با تصاویری که از عشق و زیبایی‌ها ارائه می‌دهد، حس عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.