نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۷۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

معانی اهل صورت را به گرد دل نمی گردد

به منزل، چون مصور شد، ملک داخل نمی گردد

نبرد از مغز زاهد باده گلرنگ خشکی را

به آب زندگانی این زمین قابل نمی گردد

نگاه بی غرض با حسن در یک پیرهن باشد

حجاب چشم مجنون پرده محمل نمی گردد

دل بیتاب پاس عصمت معشوق می دارد

به گرد شمع، این پروانه در محفل نمی گردد

نگردد سنگ راه سالکان آسایش دنیا

که سیل تندرو آسوده در منزل نمی گردد

نباشد بار بر آزاد مردان عقده مشکل

قد سرو و صنوبر خم زبار دل نمی گردد

به امید برومندی نهالی را رسانیدم

ندانستم کز او جز بار دل حاصل نمی گردد

زقتلم چون حنا آن دست سیمین را نگارین کن

که خون من و بال دامن قاتل نمی گردد

دم نشمرده صائب جنگ دارد با دل روشن

که صبح صادق از پاس نفس غافل نمی گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به موضوعات مختلفی اشاره شده است. شاعر به مفهوم عمیق و معنوی زندگی و دشواری‌های آن می‌پردازد. او بیان می‌کند که برخی افراد به دلیل مشغولیت با ظواهر و دنیا نمی‌توانند به حقیقت و عمق وجودی خود دست یابند. عشق و شیدایی نیز به عنوان نیروهایی قوی توصیف شده‌اند که مانع از آرامش واقعی انسان می‌شوند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که مشکلات و دردها در زندگی همیشه وجود دارند و انسان باید با آن‌ها به نوعی کنار بیاید. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که در پی حقیقت و معنویت، انسان باید از قید و بندهای دنیوی آزاد شود و به سمت رشد و بالندگی درونی حرکت کند.