نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۰۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟

که خون چون نافه ام از خرقه پشمینه می بارد

بود یک شمه از ناسازی گردون به میخواران

که ابر بی مروت در شب آدینه می بارد

به شیران طعمه از پهلوی خود گردون دهد، اما

اگر گاوی دهن را وا کند لوزینه می بارد

چراغ مهر از تردستی شبنم نمی میرد

عبث ابرتر مژگان به داغ سینه می بارد

اگر لب تشنه فیضی اثر بگذار در عالم

که بر خاک سکندر نور از آیینه می بارد

زرشک طبع گوهربار صائب بس که تب دارد

گهر همچون عرق از چهره گنجینه می بارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس ناامیدی و درد کیهانی است که از آن می‌توان به تفکرات عمیق در مورد زندگی و سرنوشت رسید. شاعر از قطرات اشک به عنوان نمادی از عواطف و زخم‌های درونی سخن می‌گوید و تیره‌روزی را مطرح می‌کند که به نوعی سرنوشت انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. او اشاره می‌کند که زندگی، با وجود سختی‌ها و چالش‌ها، همچنان جلو می‌رود و در عین حال زیبایی‌ها نیز وجود دارند، اما این زیبایی‌ها غالباً تحت سایه ناامیدی و درد مداوم قرار دارند. در نهایت، شاعر از احساس خود به سراغ مفاهیم بزرگ‌تر و عمیق‌تر زندگی می‌رود و به اهمیت امید و نور در دل تاریکی‌ها اشاره می‌کند.