نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۲۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟

که نیل چشم زخم از جای سنگ کودکان دارد

شکوه خامشی در ظرف گفت وگو نمی گنجد

سخن هر چند سنجیده است هیبت را زیان دارد

به احوال من زیر و زبر گردیده می پرسی؟

زلنگر کشتی دریایی من بادبان دارد

خلاصی نیست ممکن زخمی آن تیغ مژگان را

کجا پنهان شود صیدی که زخم خونچکان دارد

چه افتاده است بلبل سر ز زیر پر برون آرد؟

در آن گلشن که هر برگی زشبنم دیده بان دارد

عجب دارم کلید ناله من نشکند صائب

که این گلزار قفل سختی از گوش گران دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به غم و دردهایی که از آسمان به او می‌رسد، اشاره می‌کند و می‌گوید که این غم همچون چشم زخم بر دل کودکان اثر می‌گذارد. او بیان می‌کند که خاموشی و سکوتش قابل توصیف نیست و هرچند که سخن می‌گوید، زیان آن بیشتر از سودش است. به سرنوشت خود اشاره کرده و می‌گوید کشتی‌اش در دریای حوادث در حال سقوط است. او از زخمی که به واسطه زیبایی‌های مژگان محبوبش به او رسیده، شکایت دارد و بیان می‌کند که هیچ جا نمی‌تواند پنهان شود، زیرا این زخم همواره او را آزار می‌دهد. سپس به بلبل اشاره می‌کند که نمی‌تواند از گلستانی که تماشاگرش را می‌بیند، پروازی کند و در نهایت حیرت‌زده است که چرا صدای ناله‌اش حتی قفل سخت این گلزار را نمی‌شکند. به طور کلی، شعر درباره غم، درد و ناتوانی در تغییر سرنوشت است.