نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۳۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سر شوریده من هر نفس صد آرزو دارد

زهی ساقی که چندین رنگ می در یک کدو دارد

به این منگر که بر لب مهر آن خورشید رو دارد

که با هر ذره چون خورشید چندین گفتگو دارد

منم کز تشنگی آب از دم شمشیر می جویم

وگرنه هر سرخاری ازو آبی به جو دارد

بغیر از گرم رفتاری من بیکس که را دارم؟

که در شبها چراغم پیش پای جستجو دارد

ورق گردانی باد خزان سازد نفس گیرش

زگل هر کس که چون بلبل نظر بر رنگ و بو دارد

مجو برگ نشاط از عالم دلمرده امکان

که تاک این گلستان اشک خونین در گلو دارد

کنند از خاکساران اغنیا در یوزه همت

که ساغرهای زرین چشم بر دست سبو دارد

مباش ای پاکدامن از شبیخون هوس ایمن

کز این بی آبرو پیراهن یوسف رفو دارد

چنان ناسازگاری عام شد در روزگار ما

که طفل از شیر مادر استخوان اندر گلو دارد؟

گوارا باد ذوق گریه پنهان بر آن بلبل

که گل را در لباس اشک شبنم تازه رو دارد

زدست تنگ غم آه از گلویم برنمی آید

خوش آن گردن که طوق از حلقه های موی او دارد

مریز آب رخ خود بهر آب زندگی صائب

که خضر وقت گردد هر که پاس آبرو دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان‌کننده احساسات عمیق و آرزوهای شاعر است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های زیبا، از تشنگی روحی و نیاز به عشق و زیبایی سخن می‌گوید. او به سراغ ساقی می‌رود که با درک و احساساتش، رنگ‌ها و طعم‌های زندگی را به او می‌بخشد. همچنین به انتقادات اجتماعی اشاره می‌کند و از ناتوانی‌ها و غم‌های انسان‌ها در دنیای امروز می‌گوید. شاعر از تیره‌روزها و ناسازگاری‌های اجتماعی سخن می‌گوید که حتی کودکان را تحت‌تأثیر قرار داده است. در نهایت، او به زیبایی‌های گریه و احساسات پنهان اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که حفظ آبرو و شخصیت در زندگی حائز اهمیت است. شعر به طور کلی تصویری از پیچیدگی‌های زندگی و تلاش برای یافتن زیبایی و آرامش در میان درد و رنج‌هاست.