نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد

شراب من چو داغ لاله در پیمانه می‌سوزد

کند تأثیر سوز عشق در شاه و گدا یکسان

که بید و عود را آتش به یک دندانه می‌سوزد

ندارد گرمی هنگامه ما حاجت شمعی

درین عشرت‌سرا پروانه از پروانه می‌سوزد

از آن رخسار آتشناک داغی بر جگر دارم

که بیش از آشنا بر من دل بیگانه می‌سوزد

کند در چشم مردم خواب را افسانه گر شیرین

ز شیرینی مرا در دیده خواب افسانه می‌سوزد

نگه دارد خدا از چشم بد آن آتشین‌رو را

که در بیرون در از پرتوش پروانه می‌سوزد

ندارد حاصل بی‌جذبه کوشش، ورنه هر موجی

نفس در جستن آن گوهر یکدانه می‌سوزد

مکن پهلو تهی از سوختن تا دیده ور گردی

که سازد فاش را ز غیب را چون شانه می‌سوزد

غم دنیا خوری بیش از غم عقبی، نمی‌دانی

که قندیل حرم بی‌جا درین بتخانه می‌سوزد

به فکر کلبه تاریک ما صائب نمی‌افتد

چراغ آشنا رویی که در هر خانه می‌سوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احساسات و تأثیرات عمیق عشق و شراب می‌پردازد. او از سوزش عشق و تأثیر آن بر همه افراد، چه بزرگ و چه کوچک، سخن می‌گوید و بیان می‌کند که آتش عشق نمی‌بیند و همه را به یک اندازه می‌سوزاند. همچنین به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند که داغی بر دل او گذاشته و این داغ بیشتر از آشنایان بر او تأثیر می‌گذارد. شاعر به طور کلی به تضادها و تنش‌های عاطفی و معنوی زندگی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در این جهان، تلاش‌ها و کوشش‌ها بدون اتصال به عشق حقیقی هیچ ثمری ندارند. در پایان، او به اهمیت حضور عشق و نور در زندگی اشاره می‌کند و اینکه بدون آن، زندگی خالی و تاریک است.