نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۶۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد

گل بی خار در عهد تو خار پیرهنها شد

اگر شام غریبان نسخه از زلف تو بردارد

همه صاحبدلان آواره خواهند از وطنها شد

ندارد راه کثرت در حریم وحدت یوسف

حجاب دیده کوتاه بینان پیرهنها شد

دل بی آرزو را دامن پاک از هوا گیرد

زروشن گوهری گستاخ شبنم در چمنها شد

قدم بیرون منه تا ممکن است از گوشه عزلت

که عمر شمع صرف اشک و آه از انجمنها شد

گوارا باد صحبتها به نقد وقت نشناسان

که ما را کنج عزلت خوشتر از کنج دهنها شد

چو دام زیر خاک آید به چشم خلق هر سطری

زبس گرد کسادی پرده روی سخنها شد

ز زهر تلخکامی سبز شد بال و پرم صائب

که چون طوطی مرا گفتار نقل انجمنها شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرگذاری یک انسان خاص (معشوق) می‌پردازد. شاعر به تصویر سازی از لطافت و زیبایی معشوق با استفاده از نمادهای طبیعت، مانند لاله و چمن، می‌پردازد. او همچنین به احساسات و آرزوهای دل خود اشاره می‌کند و حسرت دوری از معشوق را بیان می‌کند. در این شعر، عزلت و گوشه‌گیری نیز مطرح شده و شاعر به اهمیت گفتگو و ارتباط میان افراد اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به تلخی‌های زندگی و دلتنگی‌اش در دوری از معشوق می‌پردازد و احساس تنهایی و ناکامی خود را در قالب تصاویر زیبا و شاعرانه بیان می‌کند.