نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۸۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به مقدار تمنا داغ در دل جلوه گر باشد

به قدر خار و خس در آتش سوزان شرر باشد

زسیلاب حوادث عارف از جا در نمی آید

کمند وحدت صاحبدلان موج خطر باشد

منه خشت اقامت بر زمین در عالم امکان

که چون ریگ روان اجزای عالم در سفر باشد

حقارت پیشه کن گر اعتبار از عشق می خواهی

که پیش پادشاهان مهر کوچک معتبر باشد

محبت بیشتر دلهای شاهان را به دام آرد

حباب و موج بحر عشق از تاج و کمر باشد

حواس جمع خواهی نازک اندامی به دست آور

که این اوراق را شیرازه از موی کمر باشد

شود ریحان تر خواب پریشان، گرد بالینش

ز اسباب جهان آن را که خشتی زیر سر باشد

به عقل ناقص خود داشتم امیدها صائب

ندانستم که دام مرغ زیرک سخت تر باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی می‌پردازد. او به تمنا و عشق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که این احساسات در دل فرد مانند شعله‌های آتش است. همچنین، او به حوادث و چالش‌های زندگی می‌پردازد و بر لزوم عدم وابستگی به جهان مادی تأکید می‌کند. شاعر از عشق به عنوان عاملی برای اعتبار و مقام یاد می‌کند و همچنین به اهمیت محبت در ارتباطات انسانی اشاره دارد. در نهایت، او به ناتوانی عقل انسان در درک حقیقت‌ها و پیوند عمیق عشق اشاره می‌کند و این دریافت‌ها را با تصاویری زیبا و نمادین توصیف می‌کند.