نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۹۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر فتح جگرداران به تیغ افراختن باشد

مرا امید نصرت از سپر انداختن باشد

نگردد شمع خرج گاز چون خاموش می گردد

گل خیر زبان آتشین سر باختن باشد

دل خود می خورد دیوانه دور از حلقه طفلان

که غمگین ساز سیر آهنگ از ننواختن باشد

گر از روشندلانی از گداز تن مشو غافل

که کار شمع در دلهای شب بگداختن باشد

شود تیغ زبان خار، خرج آتش از تندی

ز زخم خار، گل امن از سپر انداختن باشد

مقامات محبت را به زهد خشک طی کردن

به صحرای پر آتش اسب چوبین تاختن باشد

نثار تیغ سیراب شهادت نقد جان کردن

نفس در زیر آب زندگانی باختن باشد

تهیدستی ندارد جز خجالت حاصل دیگر

که بار بید مجنون سر به زیر انداختن باشد

درین در گاه صائب طاعت خاصی است هر کس را

صلاح اهل دولت، کار مردم ساختن باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مسائلی از قبیل عشق، فداکاری و تلاش در مسیر حق و محبت می‌پردازد. او بیان می‌کند که برای پیروزی در نبردها باید از خودگذشتگی نشان داد و آماده‌ی قربانی شدن بود. همچنین به اهمیت احساسات و عشق در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که خاموشی و غم انسان را به دور از دوستی و شادی می‌برد. در نهایت، شاعر به ضرورت خدمت به مردم و داشتن نیت نیک در زندگی اجتماعی تأکید می‌کند و می‌گوید که تهیدستی و فقر فقط موجب خجالت و سر به زیر انداختن می‌شود.