نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۱۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل بی‌آرزو آسوده از تشویش می‌باشد

به قدر آرزو دل‌های مردم ریش می‌باشد

به مقدار حطام دنیوی دود از سرا خیزد

توانگر را ز درویش آه حسرت بیش می‌باشد

ز زنبور عسل این نکتهٔ باریک روشن شد

که در دنبال، نوش این جهان را نیش می‌باشد

سفر اخلاق خوب و زشت را بی‌پرده می‌سازد

کجی در تیر پوشیده است تا در کیش می‌باشد

به عرض علم نبود یک سر مو چشم مردم را

فضیلت در زمان ما به عرض ریش می‌باشد

ز عمر رفته جز کلفت نباشد حاصل پیران

که در دنبال، گرد کاروانی بیش می‌باشد

به خون یکدگر باشند ارباب طمع تشنه

سگ از راه گرفتن دشمن درویش می‌باشد

ندارد از شبیخون نسیم صبح غم صائب

که سوز دل چراغ خانهٔ درویش می‌باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی پوچی و ناپایداری آرزوها، خواسته‌ها و زندگی دنیوی انسان‌ها می‌پردازد. دل آدمی با آرزوهایش درگیر و رنجیده می‌شود، اما در отсутствие آرزو، آسوده خواهد بود. همچنین به تضاد میان فقیر و غنی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که ثروتمندان بیشتر از فقیران حسرت می‌خورند. در ادامه، به مفهوم اخلاق و رفتارهای انسانی اشاره می‌شود و جلوه‌های زشت و ناپسند دنیا را به تصویر می‌کشد. همچنین، به ناپایداری عمر و عدم دستاورد واقعی انسان‌ها در زندگی اشاره می‌کند و به غم و رنج درونی درویشان پرداخته می‌شود. در نهایت، این شعر نقدی بر دنیای مادی و تعلقات دنیوی دارد و نشان می‌دهد که سعادت واقعی در جایی جز این دنیا یافت می‌شود.