نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۴۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه هر پیمانه ای از حال خود ما را بگرداند

مگر رطل گران این سنگ را از جا بگرداند

به جد وجهد نتوان گرد هستی از خود افشاندن

مگر سیلاب را از حال خود دریا بگرداند

کنند آزاد مرغی را که گردانند گرد خود

مرا تا کی جنون بر گرد این صحرا بگرداند؟

نمی آید ازین ظاهرپرستان باطن آرایی

چگونه رخت خود را صورت دیبا بگرداند؟

دل روشن بد و نیک جهان را خوب می بیند

کجا آیینه رو از زشت و از زیبا بگرداند؟

مکافات عمل در چشم ظالم خواب می سوزد

از ان در خانه های زخم، پیکان جا بگرداند

تفاوت نیست در اجزای این وحشت سرا صائب

کسی تا چند جای خویش را بیجا بگرداند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم تغییر و تحول در زندگی انسان‌ها و روابط آن‌ها با دنیا اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که فقط تغییرات عمده و عمیق می‌توانند ما را از وضعیتی که در آن هستیم، خارج کنند. به عنوان مثال، هیچ چیز جز واقعیت‌ها و تلاطمات بزرگ نمی‌تواند انسان را به سمت تغییر واقعی سوق دهد. شاعر همچنین به آزادی و جنون اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌توان خود را در دایره‌ای محدود به دور خود چرخاند. او بر این نکته تأکید دارد که افراد ظاهرفریب نمی‌توانند باطن خود را تغییر دهند و تنها دل‌های روشن می‌توانند زیبایی و زشتی را تشخیص دهند. در انتها نیز به این نکته اشاره می‌کند که تفاوتی در اجزای ترس و وحشت وجود ندارد و هر کسی باید مکان و جایگاه خود را بشناسد و بدان پایبند باشد.