نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۱۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز انجم نور مه در دیده روزن نمی‌آید

ز چندین چشم، کار یک دل روشن نمی‌آید

اگر خواهی سلامت از جهان، سر در گریبان کش

کز این دریا برون کس بی‌فرو رفتن نمی‌آید

دل روشن مرا دارد ز چشم باز مستغنی

که نور خانه آیینه از روزن نمی‌آید

مشو در راه امن از احتیاط ای راهرو غافل

که موسی بی‌عصا در وادی ایمن نمی‌آید

ز بی‌رحمی همان بر روی من در باغبان بندد

ز دست کوته من گرچه گل چیدن نمی‌آید

به روی نرم نتوان کامیاب از خلق شد صائب

شرر بیرون ز صلب سنگ بی‌آهن نمی‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تبیین مشکلات و چالش‌های زندگی می‌پردازد و به همین دلیل به برخی از واقعیت‌های زندگی اشاره می‌کند. او به رابطه میان بینایی و دل، و اینکه چگونه دیدگاه‌ها و احساسات در درک ما از جهان تأثیر می‌گذارند، اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که برای رسیدن به سلامت و امنیت، باید احتیاط کرد و به وسیله‌هایی که در اختیار داریم، توجه کنیم. او همچنین به ناتوانی خود در چیدن گل‌ها و رسیدن به خوشبختی اشاره کرده و به این نتیجه می‌رسد که برای دستیابی به چیزهای زیبا، نیاز به تلاش و زمینه‌سازی داریم. به طور کلی، این شعر از عمق احساسات و چالش‌های انسانی صحبت می‌کند.