نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۰۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خصم را عقل مقید به تحمل دارد

سیل را ریگ مسخر به تنزل دارد

از ثبات قدم ما دل تیغ آب شود

سیل در بادیه ما خطر از پل دارد

بس که چشمم ز پریشان نظری ترسیده است

نخورم آب ازان چشمه که سنبل دارد

حیرت روی تو از هوش چمن را برده است

شبنم آیینه به پیش نفس گل دارد

چمن آرا چه خیال است که بیند در خواب

غنچه آن گوشه چشمی که به بلبل دارد

چرخ را شورش سودای من از جا برداشت

طاقت سیل گرانسنگ کجا پل دارد؟

صائب این تازه غزل آن غزل شاپورست

که گران می رود آن کس که توکل دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت‌هایی پرداخته که در آن عقل و صبر انسان را به تحمل دشواری‌ها و چالش‌ها دعوت می‌کند. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و عشق می‌گوید و اینکه چگونه حیرت و عشق می‌تواند انسان را تحت تأثیر قرار دهد. تصویرهایی از چشمه، چمن، و غنچه‌ها نشان‌دهنده لطافت و زیبایی است، در حالی که عواطف و احساسات عمیق را نیز به تصویر می‌کشد. در نهایت، به این نکته اشاره می‌شود که کسانی که توکل و اعتماد به نفس دارند، قابلیت مقابله با سختی‌ها را پیدا می‌کنند.