نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تشنگان حال جگر سوختگان می دانند

خبر از تشنه ما ریگ بیابان دارد

شورش عشق و جنون را ز دل صائب پرس

روی دریا خبر از سیلی طوفان دارد

مرکز از دایره انگشتر فرمان دارد

مور در خانه خود حکم سلیمان دارد

می توان یافت ز عنوان که چه در مکتوب است

پا منه بر در آن خانه که دربان دارد

می کند خنده گل جلوه آغوش وداع

تا که دیگر سر تاراج گلستان دارد؟

اگر افتادن ما خاستنی خواهد داشت

سقف افلاک خطرهای نمایان دارد

پایه ناز دو بالا شود از خودبینی

شبنم آن به که ز گل آینه پنهان دارد

نکند زخم زبان بیخبران را بیدار

پای خوابیده چه پروای مغیلان دارد؟

هرکه را گوشه ای از وسعت مشرب دادند

گر همه مور بود ملک سلیمان دارد

خبر از خنده سوفار ندارد پیکان

چه اثر در دل غمگین لب خندان دارد؟

روز ما تیره ز اندیشه فردا شده است

خواب ما را غم تعبیر پریشان دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده انسانی می‌پردازد. شاعر از تشنگی و درد دل عاشقان صحبت می‌کند و به شور و جنون عشق اشاره می‌کند. او بر تأثیر اخبار و وقایع زندگی بر روح انسان تأکید دارد و می‌گوید که نگاهی به اطراف می‌تواند به درک عمیق‌تری از وضعیت انسان کمک کند. همچنین، شاعر به غم و اندوه روزهای تیره و تأثیر آن بر زندگی می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که هر فردی با توجه به موقعیتش، دنیای خاص خود را دارد. در نهایت، شعر به تضاد میان شادی و غم در زندگی اشاره دارد.