غزل شمارهٔ ۳۳۲۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو را شیوه رفتار تو از جا ببرد
کبک را با همه شوخی روش از پا ببرد
خانه چشم تو پرداخت مرا از دل و دین
رخت را خانه ندیدیم به یغما ببرد
راه باریک فنا راه گرانباران نیست
سوزنی را نتوانست که عیسی ببرد
شکوه عفو ز گرد گنه ما بیجاست
سیل جز خار چه دارد که به دریا ببرد؟
حیف و صد حیف که در مجمع خوبان صائب
نیست امروز حریفی که دل از ما ببرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان روحیات انسانی و تأثیرات زیبایی و محبت بر دل میپردازد. شاعر به ویژگیهای خاصی اشاره میکند که باعث میشود عشق و زیبایی، انسان را تحت تأثیر قرار دهد و کسی را حتی از دل و دین خود جدا کند. او همچنین به مفهوم بخشایش و عفو اشاره میکند و میگوید که احساس گناه نباید مانع از دیدن زیباییها شود. در نهایت، شاعر از فقدان رقیبی در دلباختگی سخن میگوید که بتواند دل او را برباید. به طور کلی، شعر حاکی از عشق، زیبایی و چالشهای انسانی است.