نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۶۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در چمن جلوه‌گر آن قامت رعنا می‌کرد

ناله فاخته را سرو دو بالا می‌کرد

گر نمی‌بود تماشای غزالان مانع

گرد ما را که درین بادیه پیدا می‌کرد؟

در نظر داشت تماشای خط سبز ترا

خال روزی که در آن کنج دهان جا می‌کرد

دل به سررشته عیش دو جهان می‌پیوست

سر اگر در سر آن زلف چلیپا می‌کرد

پیرهن چاک برون آمده بودی امروز

تا دگر چشم که را بوی تو بینا می‌کرد؟

هر سر خار مرا نشتر الماسی بود

تا سپرداری من آبله پا می‌کرد

تیغ عریان ترا دید و ورق برگرداند

آن که دایم ز خدا عمر تمنا می‌کرد

گر نمی‌شد دل بی‌تاب من از غیرت آب

خشکی شانه چه با زلف چلیپا می‌کرد

داشت تا گوهر من در دل این دریا جای

ساحل از آب گهر جلوه دریا می‌کرد

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق عشق و زیبایی را به تصویر می‌کشد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش در میان چمن‌ها صحبت می‌کند و ناله‌ای به عنوان نماد عشق و دوری از او را می‌آورد. او به تماشای غزالان می‌پردازد و به خطوط سبز معشوق توجه می‌کند. در این شعر، اشاره به عشق و تعلق خاطر، همچنین به زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق، و اینکه چگونه این زیبایی‌ها قلب شاعر را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مشاهده می‌شود. شاعر همچنین به تسلیم شدن در برابر این عشق و زیبایی‌ها و تاثیر عمیق آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. در نهایت، او به یاد سخنان حافظ اشاره می‌کند و دیگران را به عشق ورزیدن و عمل کردن به مانند عیسی دعوت می‌کند.