نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۷۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد

روی دست از قدح و پای ز مینا نخورد

شاهد بیخبریهاست سکندر خوردن

هر که فهمیده نهد پا به زمین، پا نخورد

از دو رویان نتوان داشت طمع یکرنگی

بلبل آن به که فریب گل رعنا نخورد

نکند زحمت ناآمده را استقبال

هر که امروز غم روزی فردا نخورد

همت آن است که موقوف نباشد به طلب

رگ ارباب کرم نیش تقاضا نخورد

ابر نیسان کند از آب گهر سیرابش

هر که صائب چو صدف آب ز دریا نخورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عقل و خودکنترلی در میان مشکلات و موانع زندگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که انسان عاقل باید از شیرینی‌های زودگذر و لذت‌های فانی مانند شراب و می‌نا دوری کند. او همچنین به اهمیت درک واقعیات و نداشتن توقعات بی‌جا اشاره می‌کند، زیرا افرادی که فقط به ظواهر توجه می‌کنند، در نهایت دچار فریب می‌شوند. شاعر به یادآوری می‌کند که نباید به سختی‌ها پیش از وقوع آن‌ها فکر کرد و بر عملکرد درست و خیرخواهانه تاکید می‌کند. در نهایت، او می‌گوید که نباید به خواسته‌های بی‌حد و اندازه روی آورد و بر نیکویی و سادگی در زندگی تاکید دارد.