نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۸۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قدم از صدق درین مرحله می باید زد

می لعل از قدح آبله می باید زد

می شود دانه انگور به مهلت می ناب

مهر طاقت به لب پر گله می باید زد

فرض عین است بر آزاده روان عزت خار

قطره با چشم درین مرحله می باید زد

سوخت هرکس پی ما سوخته جانان برداشت

آب بر آتش این قافله می باید زد

نیست جز پیچ و خم این مرحله را راه دگر

دست مردانه درین سلسله می باید زد

می شود بزم می از لنگر تمکین بی ذوق

باده با مردم بی حوصله می باید زد

صائب از خار به تعجیل گذشتن ستم است

همه را بر محک آبله می باید زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به طرز بلاغی و استعاری، شاعر به بیان مراحل مختلف زندگی و نیاز به تلاش و صبر در راه رسیدن به اهداف می‌پردازد. او به ضرورت پیشرفت با صداقت و قبول چالش‌ها اشاره دارد و بر اهمیت صبر و پختگی در این مسیر تأکید می‌کند. شاعر می‌گوید که برای نیل به آرامش و خوشی، باید با فداکاری و ایستادگی در برابر مشکلات پیش رفت. همچنین، اشاره به دوری از کسالت و بی‌حوصلگی دارد و بیان می‌کند که برای دستیابی به زندگی پربار و سرشار از محبت، باید با دقت و هدفمند عمل کرد. به طور کلی، شعر دعوت به هوشیاری و تلاش در زندگی است.