نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۰۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد

خضر چون سبزه ز بوم و بر ما برخیزد

آه اغیار دلیل است به محرومی عشق

از نشان گرد کی از تیر قضا برخیزد؟

فیض بی پرده تمنا کن اگر اهل دلی

چه سعادت ز پر و بال هما برخیزد؟

پیش روشن گهران صحبت ناجنس بلاست

به نمک چون رسد از شعله صدا برخیزد

شکوه از چرخ مکن تا نکند بنیادت

کاین بخاری است کزاو ابر بلا برخیزد

شبنم سوخته اش گریه شادی باشد

لاله ای کز سر خاک شهدا برخیزد

چه امیدست که در عالم نومیدی نیست؟

راه گم کرده ز جا راهنما برخیزد

می کند آب دل سوختگان را صائب

ناله ای کز جگر خامه ما برخیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق انسانی و امید به عشق و زندگی است. شاعر به اهمیت اخلاص و عشق اشاره دارد و می‌گوید که اگر دل از عمق صداقت به حرکت درآید، معجزاتی رخ می‌دهد. او از ناامیدی و مشکلات صحبت کرده و تأکید می‌کند که عشق و تمنا به زندگی معنا می‌بخشند. همچنین، شاعر می‌گوید که نباید از تقدیر شکایت کرد؛ زیرا مشکلات بخشی از زندگی‌اند. در نهایت، او امید را مورد تأکید قرار می‌دهد و به این نکته اشاره می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط، راهی برای رهایی و هدایت وجود دارد.