نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۴۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر صفای حرم کعبه ز زمزم باشد

زمزم کعبه دل دیده پر نم باشد

تا نبندی ز سخن لب، نشود دل گویا

نطق عیسی ثمر روزه مریم باشد

دست حرص از دل سودازدگان کوتاه است

دانه سوخته از مور مسلم باشد

برگ عیش از چمن سبز فلک چشم مدار

که گلش کاسه دریوزه شبنم باشد

چون سبک دست تواند به جهان افشاندن؟

دست هرکس به ته سنگ ز خاتم باشد

همه دانند که مطلب ز دعا آمین است

زلف اگر بر خط شبرنگ مقدم باشد

می خلد در دل مغرور مرا چون سوزن

بخیه زخمم اگر رشته مریم باشد

صائب آنان که به گفتار سرآمد شده اند

خصم خود را نپسندند که ملزم باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفاهیم معنوی و روحانی پرداخته است. او به کرامت و پاکی حرم کعبه اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که عشق و صفای حقیقی در دل‌ها و جان‌ها شکل می‌گیرد، نه فقط در مکان‌های مقدس. همچنین به اهمیت سخن گفتن و ابراز احساسات درونی اشاره می‌کند و می‌گوید که ثمره دعا و نیایش به استقبال انسان‌ها می‌آید. در ادامه، شاعر با استعاراتی زیبا و نمادین به سرنوشت انسان‌ها و تعلقات دنیوی اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که در نهایت، صفات و نیت‌های پاک و دل‌های پر از عشق بر هر چیز دیگری غلبه دارد. او به بیدار شدن از خواب غفلت و اهمیت توجه به چالش‌های درونی و بیرونی انسان‌ها در زندگی اشاره می‌کند.