نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۴۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نقد روشن‌گُهران در گرهِ غم باشد

سور این طایفه در حلقهٔ ماتم باشد

تلخی عیش بود لازم ارباب صفا

کعبه را آب ز شورابهٔ زمزم باشد

کی به فردوس دهد چهرهٔ گندم‌گون را؟

هرکه در سلسلهٔ نسبت آدم باشد

نیستند اهل تجرد پسر مادر خویش

عیسی آن نیست که دلبستهٔ مریم باشد

خون ما چیست که عشق تو بود تشنهٔ او؟

چشم خورشید چرا در پی شبنم باشد؟

خواب آن چشم رباینده‌تر از بیداری است

پشت شمشیرِ بتان تیزتر از دم باشد

هرکه را می‌نگری مرکز پرگار غم است

کیست در دایرهٔ چرخ مسلّم باشد؟

هنرش جوهر شمشیر زبان‌ها گردد

هرکه چون تیغ درین معرکه اَبکَم باشد

وعدهٔ غنچه‌دهانان گرهی بر بادست

گرهی نیست درین رشته که محکم باشد

صائب آنان که ز انصاف مؤدب شده‌اند

خصم خود را نپسندند که ملزم باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بررسی وضعیت غم و اندوه در زندگی و جامعه پرداخته است. شاعر به تضاد بین شادی و غم اشاره می‌کند و از تلخی زندگی می‌نویسد، به‌طوری که عیش و خوشی برای اهل صفا نیز با تلخی همراه است. همچنین، به ناکامی‌ها و مشکلات انسانی اشاره دارد و مفهوم عشق و وابستگی را به چالش می‌کشد. در این بیت‌ها، نوعی تردید درباره قضاوت‌های انسانی و ارزش‌های موجود در دنیا وجود دارد، و شاعر به جستجو برای حقیقت و زیبایی در پس پرده غم اشاره می‌کند. در نهایت، نگاهی به انصاف و ادب در روابط انسانی دارد و از نیاز به رعایت حقوق دیگران سخن می‌گوید.