نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۴۶۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد

نیست بی سلسله تا آب روان می باشد

جان روشن نکند در تن خاکی آرام

آب در صلب گهر قطره زنان می باشد

اختیاری نبود آه، کهنسالان را

تیر را شهپر پرواز، کمان می باشد

صحبت بدگهران بر دل نیکان بارست

در ترازوی گهر سنگ گران می باشد

رخنه در جوشن فولاد کند چون پیکان

دل هرکس که موافق به زبان می باشد

چشم حیران نشود سیر ز نظاره حسن

دیده آینه دایم نگران می باشد

می رسد روزیش از عالم بالا بی خواست

هرکه مانند صدف پاک دهان می باشد

شوخی حسن محال است ز خط گم گردد

برق در ابر سیه خنده زنان می باشد

دیده حرص محال است شود سیر به خاک

دام در زیر زمین هم نگران می باشد

عشق در پرده ناموس نماند صائب

ماه پوشیده کجا زیر کتان می باشد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی رابطه پیچیدگی‌های زندگی و وجود انسان می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که زندگی مانند آب است که در مسیر خود با موانع و پیچ و خم‌هایی مواجه می‌شود. جان آدمی در این بدن خاکی آرام نمی‌گیرد و به جستجوی عمق و معنا می‌پردازد. همچنین، تأکید می‌کند که سن و سال بر سرنوشت افراد تأثیری ندارد و جدایی انسان‌ها از یکدیگر در زندگی وجود دارد. عشق و زیبایی نیز از مضامین دیگر شعر است که نشان می‌دهد انسان نمی‌تواند به طور کامل از جذابیت‌های دنیا بگذرد و همواره در جستجوی حقیقت و زیبایی است. به طور کلی، این شعر به پیچیدگی‌های روح و زندگی اشاره دارد و لزوم مواجهه با آن‌ها را یادآور می‌شود.