نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۲۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند

تا به گردن همه در آب بقا می باشند

به خبر صلح کن از خلق که چون موج سراب

بیشتر اهل جهان دورنما می باشند

برحذر باش که این دست و دهن آب کشان

خانه پردازتر از سیل بلا می باشند

غنچه خسبان که به ظاهر گره کار خودند

از برای دگران عقده گشا می باشند

نیک چون در نگری رو به قفا می تازند

ساده لوحان که گریزان ز قضا می باشند

خویش را زین تن خاکی به بصیرت بشناس

که ز هم آینه و عکس جدا می باشند

در دل سرو غم فاخته تأثیر نکرد

گردن افراختگان سر به هوا می باشند

مرکز حلقه دامند به معنی صائب

دانه هایی که درین خدعه سرا می باشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عاشقانی می‌پردازد که با تسلیم و رضا به سر می‌برند و در مسیر زندگی به دنبال بقا هستند. او به خطرااتی که در زندگی وجود دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان‌ها غالباً در ظاهر خوشبخت هستند ولی در باطن دچار مشکلاتی‌اند. همچنین، شاعر بر اهمیت شناخت خود و بصیرت نسبت به حقیقت زندگی تأکید می‌کند و به ظواهر فریبنده دنیا اشاره می‌کند که در نهایت فقط تظاهر هستند. در کل، شعر به عمیق‌ترین جنبه‌های عشق، زندگی و شناخت خود می‌پردازد.