نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۴۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کاهلانی که درین ره به هوس می آیند

دو قدم راه نپیموده به پس می آیند

هست در هرزه درایی خطر راهروان

رهزنان بیش به آواز جرس می آیند

برخورند از می جان بخش حیات آن جمعی

که درین نشأه به کار همه کس می آیند

فیض خود سازد اگر ذوق گرفتاری عام

همه مرغان ز گلستان به قفس می آیند

عالم غیب اگر نیست روان بخش، چرا

مردگان زنده به خواب همه کس می آیند؟

شوخ چشمان که ندارند حیا در دیده

بی طلب در همه بزمی چو مگس می آیند

اگر از پرده برآیند چنین لاله رخان

صائب از پرده برون اهل هوس می آیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف افرادی می‌پردازد که با اهداف و هوس‌های بی‌اساس وارد راه‌هایی می‌شوند و اغلب به دلیل نداشتن اراده و تلاش مناسب، زود از آن راه بازمی‌گردند. همچنین به خطرات موجود در مسیر اشاره می‌کند و می‌گوید که افرادی که در پی لذت‌ها و خوشی‌های زودگذر هستند، بیشتر به مشکلات دچار می‌شوند. در ادامه، شاعر از نعمت‌هایی صحبت می‌کند که در زندگی وجود دارد و این که اگر کسی از آن‌ها بهره‌مند شود، دیگران نیز از آن بهره‌مند خواهند شد. به‌ویژه، افرادی که بی‌پروا در مجالس حاضر می‌شوند و بدون تلاش، به دنبال لذت هستند، به نوعی همچون مگس در مجالس می‌چرخند. در پایان، شاعر اشاره دارد که اگر زیبایی‌ها و جذابیت‌ها از پرده برآیند، افراد با هوس‌های مختلف به سوی آن‌ جذب می‌شوند.