نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵۸۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از ملامت دل روشن گهران شاد شود

دیو در شیشه این جمع پریزاد شود

دشمنان گر ز پریشانی من خوشوقتند

چه ازین به که دلی چند ز من شاد شود؟

در بیابان طلب گر نفسی راست کنم

در خراش دل من ناخن فولاد شود

نکند ناله مظلوم اثر در ظالم

خواب این قوم گرانسنگ به فریاد شود

آنچه من یافتم از ذوق گرفتاری عشق

جای رحم است بر آن بنده که آزاد شود

که گمان داشت که چون زلف شود روگردان

خط شبرنگ، ترا خانه صیاد شود

نیست در طالع این خانه که آباد شود

چه به تعمیر دل خویش کنم صائب سعی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد عشق، درد و ناامیدی است. شاعر اشاره می‌کند که دل‌باختگان با ملامت دیگران شاد می‌شوند و در عین حال، دشمنان از پریشانی او خوشحالند. او به احساس تنهایی و تلاش برای پیدا کردن آرامش در بیابان عشق اشاره می‌کند و از ناخن فولادین به عنوان نمادی از درد دلش یاد می‌کند. ناله مظلوم ممکن است بر ظالم تأثیر نگذارد و در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که عشق و گرفتاری‌های آن انسان را آزاد نمی‌کنند، بلکه ممکن است او را در بند نگه دارند. او به وضعیت ناگوار خانه‌اش نیز اشاره می‌کند و در پایان سعی می‌کند با تلاشی برای بهبود حال خود، دل خویش را آباد کند.