نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۵۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

غیر کی پیش تو پیغام مرا می گوید؟

غرض آلود کجا حرف بجا می گوید؟

وعده هایی که ز عشاق نهان می داری

یک به یک را گره بند قبا می گوید

باده تلخ کجا، حوصله مور کجا؟

به دو دشنام دگر غیر دعا می گوید

صحبت خوش نفسان می برد از دل تنگی

غنچه درد دل خود را به صبا می گوید

گوش ناز تو گران است، وگرنه سر زلف

موبمو حال پریشان مرا می گوید

پر ز پنبه است ترا گوش چو مینا، ورنه

همه شب پیر خرابات صلا می گوید

جمع کن خاطر از آیینه که آن روشندل

آنچه در روی تو گوید ز قفا می گوید

تو گرانخواب همان می روی از راه برون

جرس قافله هرچند درآ می گوید

گر به محراب دو ابروی تو اندازد چشم

بت پرست از ته دل نام خدا می گوید

اگر اقبال کنی، حال من سوخته را

خط جدا، خال جدا، زلف جدا می گوید

برندارم سر خود از قدم او صائب

هرکه بی پرده به من عیب مرا می گوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از طریق پیام‌هایی که به او منتقل می‌شوند، به عشق، تنهایی و درد دل‌هایش می‌پردازد. او احساس می‌کند که پیام‌هایش از جانب افراد غیرصادق و غرض‌ورز رسانده می‌شوند و وعده‌های عاشقانه‌اش گویی به صورت کنایه‌آمیز بیان شده‌اند. شاعر در مقابل مشکلات و تلخی‌های زندگی، به دنبال آرامش است و به یاد کسی است که او را آرامش می‌دهد. او همچنین به زیبایی معشوقش اشاره می‌کند و می‌نویسد که در غیاب او، قلبش غمگین است. در نهایت به این نکته می‌رسد که اگر معشوقش به او توجه کند، ممکن است وضعیتش بهبود یابد. شاعر از عیوب خود و ناتوانی‌اش در فرار از قضاوت دیگران هم گله می‌کند.