نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۳۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد

در آفتاب قیامت پناه پیدا شد

ز خط به چهره لغزنده تو دلشادم

که دست پیچ برای نگاه پیدا شد

شکر اگر چه شود حاصل از زمین سیاه

ز شکر تو زمین سیاه پیدا شد

ز تنگی آن دهن از دیده بود پوشیده

ز خط به تنگ دهان تو راه پیدا شد

به حیرتم ز خط سبز آن لب نمکین

که چون ز کان ملاحت گیاه پیدا شد؟

دمید خط ز بناگوش آن سمن سیما

غریب شامی ازین صبحگاه پیدا شد

ز فتنه خط شبرنگ او مشو ایمن

که برق، صائب از ابر سیاه پیدا شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق و خطوطی که بر چهره او نقش بسته اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری از آفتاب قیامت، زمین سیاه و حیرت از خطوط سبز لب، احساس شادی و شگفتی خود را بیان می‌کند. او به زیبایی و لطافت معشوقش اشاره می‌کند و به نوعی در نگرانی از فتنه‌ها و دلبستگی‌های ناشی از زیبایی‌های او است. در مجموع، شعر توصیفی از عشق و جذابیت و همچنین چالش‌های آن را به نمایش می‌گذارد.