نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۳۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید

زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید

اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید

گره ز جبهه خود بی نسیم باز کنید

به ناز عالم پرکار بر نمی آیید

ز هر چه هست دل خویش بی نیاز کنید

محیط عشق حقیقی در انتظار شماست

گذر چو سیل بهار از پل مجاز کنید

ز بحر آینه سیل صیقلی گردد

معاشرت به حریفان پاکباز کنید

اگر چه تیغ شهادت بلند پروازست

ز روی عجز شما گردنی دراز کنید

زمین نرم بود پرده دار دام فریب

ز مکر دشمن هموار احتراز کنید

اگر ز کوتهی روز عمر درتابید

به آه نیمشب این رشته را دراز کنید

قبای صورتی آب وگل نمازی نیست

ازین لباس برآیید چون نماز کنید

ز هرچه هست بپوشید چشم چون صائب

به روی خود در توفیق را فراز کنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که از فتنه‌ها و دام‌های دنیا دوری کند و به خود بیاندیشد. او توصیه می‌کند که اگر دل در پی عشق حقیقی دارید، باید از ظواهر و مادیات فاصله بگیرید و در جستجوی حقیقت باشید. مخاطب باید از رفاقت با افراد پاکباز و شریف بهره ببرد و از مکر دشمنان پرهیز کند. همچنین به زودگذر بودن زندگی اشاره کرده و به اهمیت تلاش در برابر مشکلات و اجتناب از ناامیدی تأکید می‌کند. در پایان، شاعر از مخاطب می‌خواست تا خود را از قیود ظاهری رها کند و به جنبه‌های معنوی زندگی توجه کند.