غزل شمارهٔ ۴۰۷۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد
آن را که باغ نیست ز صد باغ برخورد
با تشنگی بساز که باریکتر شود
هرچند رشته آب گهر بیشتر خورد
در زیر تیغ حادثه ابرو گشاده باش
کاین زخمها ز چین جبین بر سپر خورد
روشندلان ز نقش خود آزار می کشند
کز جوهر آب آینه بر یکدیگر خورد
کلفت درین بساط به قدر بصیرت است
سوزن ز خار خون جگر بیشتر خورد
تلخی نمی رسد به قناعت رسیدگان
در خاک مور غوطه به تنگ شکر خورد
جان تازه می شود ز لب روح پرورت
هر کس که برخورد به تواز عمربرخورد
بی لنگری مکن که سبکسر درین محیط
چون کف همیشه سیلی موج خطر خورد
هر کس که آشنا به سخن چون قلم شود
صائب همیشه زخم نمایان به سر خورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین حکمت و تجربیات زندگی پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره میکند که تنها کسی که از باغ خود مراقبت میکند، ثمر میچشد. همچنین، بر اهمیت صبر و تحمل در مواقع سختی تأکید میشود و میگوید که انسان باید در برابر مشکلات، آرامش خود را حفظ کند. ابرو گشادن در زیر تیغ حوادث و تحمل زخمها نیز به قدرت و استقامت انسان اشاره دارد. در ادامه، شاعر به ضرورت درک و بصیرت در زندگی میپردازد و میگوید که تلخی زندگی به کسانی نمیرسد که به قناعت رسیدهاند. در نهایت، شاعر به اهمیت آشنایی با کلام و بیان اشاره میکند و یادآور میشود که هر کدام از ما باید از تجارب و گوهر وجودی خود بهرهبرداری کنیم.