نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰۸۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از گرد راه قاصد مطلوب می رسد

روشنگر دو دیده یعقوب می رسد

من کز پیام عام تو یک گل نچیده ام

دستم کجا به غنچه مکتوب می رسد

گل سرفراز شهرت از اقبال بلبل است

ما را چه نازها که به مطلوب می رسد

آدم به سخت جانی من نیست در جهان

صبر من از زیارت ایوب می رسد

گر پی کنی به ناخن پای نسیم مصر

پیغام در لباس به یعقوب می رسد

صائب حدیث خام ز ما پختگان مجوی

می در شرابخانه ما خوب می رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف اشتیاق و انتظار شاعر برای رسیدن پیام‌ها و معانی عمیق می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی چون قاصد، یعقوب و ایوب، به احساس longing و درد درونی خود اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه پیام‌های ارزشمند ممکن است از راه‌های غیرمنتظره به او برسند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که در محفل‌های خاص، مانند شرابخانه، معانی خوبی که سرچشمه‌اش از تجربه‌ها و پختگی است، حضور دارند و قابل دسترسی هستند.