نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۶۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زیر سپهر دست دعا موج می زند

در خانه کریم گدا موج می زند

غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم

در کشوری که قبله نما موج می زند

آفاق را تردد خاطر گرفته است

هر قطره زین محیط جدا موج می زند

زنهار در حمایت عریان تنی گریز

کز خرقه های صوف بلا موج می زند

بردار می تپد سر منصور و تن به خاک

دریا کجا سفینه کجا موج می زند

چشم هوس چه نقش تواند بر آب زد

آنجا که آبروی حیا موج می زند

درحیرتم که آن گل بی خارچون گذشت

از سینه ای که خار جفا موج می زند

تا خورد استخوان من دلشکسته را

جوهر ز استخوان هما موج می زند

کوه از تجلی توچنان آب گشته است

کز جنبش نسیم صبا موج می زند

تیغ برهنه تو ز جوهر منزه است

این بحر از کشاکش ما موج می زند

صائب مکش سر از خط تسلیم زینهار

کآرام در مقام رضا موج می زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن حالتی پرتنش و دلتنگی در جامعه و درون انسان‌ها می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره "موج زدن" به توصیف دعاها، احساسات و نگرانی‌ها می‌پردازد که در دل انسان‌ها و فضای اطرافشان وجود دارد. او به غفلت از اصول روحانی و معنوی اشاره می‌کند و بر عدم توجه به بندگی و نماز تأکید می‌ورزد. همچنین تنشی را در برابر آسیب‌ها و مشکلات زندگی نشان می‌دهد. از طرفی، زیبایی و لطافت یک گل و جفاهایی که انسان را آزرده می‌کند نیز به تصویر کشیده می‌شود. در نهایت، شاعر به این نکته می‌پردازد که در مواجهه با مشکلات، نباید تسلیم شد و باید در مقام رضا قرار گرفت.