نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۱۷۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جمعی که در لباس می ناب می کشند

دام کتان به چهره مهتاب می کشند

آنان که در مقام رضا آرمیده اند

خمیازه را به ذوق می ناب می کشند

بهر شگون همیشه خراباتیان عشق

صندل به طرف جبهه ز سیلاب می کشند

بیطاقتان که گریه پی دفع غم کنند

صف در نبرد شعله ز سیماب می کشند

جمعی که پشتگرم به عشق ازل نیند

ناز سمور ومنت سنجاب می کشند

زهاد اگر ز توبه خود منفعل نیند

خود را چرا به گوشه محراب می کشند

جایی رسیده است رطوبت که میکشان

دست ودهان خود به هوا آب می کشند

صائب فروغ فیض ز هر بی بصر مجوی

کاین توتیا به دیده بیخواب می کشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای جمعی می‌پردازد که در فضایی پر از عشق و شور و شوق زندگی می‌کنند. افرادی که با آرامش و پذیرش در مقام رضا نشسته‌اند و به دنبال نیکی و زیبایی‌اند، در حالی که از می ناب و لذت‌های زندگی بهره می‌برند. آن‌ها در عین حال که به عشق و آرزوهای نیک اعتقاد دارند، به فعالیت‌های معنوی و تزکیه النفس نیز می‌پردازند. همچنین به ناهماهنگی میان زهد و عشق اشاره دارد، و نشان می‌دهد که برخی افراد برای فرار از غم و اندوه تلاش می‌کنند. در نهایت، شعر به این نکته می‌رسد که در این جمع، کسانی هستند که از نگاه و بینش دیگران فراتر رفته و نمی‌توان آنها را با معیارهای معمول قضاوت کرد.