نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۰۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل را نگاه گرم تو دیوانه می کند

آیینه را رخ تو پریخانه می کند

دل می خورد غم من ومن می خورم غمش

دیوانه غمگساری دیوانه می کند

آزادگان به مشورت دل کنند کار

این عقده کار سبحه صد دانه می کند

ای زلف یار سخت پریشان ودرهمی

دست بریده که ترا شانه می کند

سیلی که خو به گردکدورت گرفته است

در بحر یاد گوشه ویرانه می کند

غافل ز بیقراری عشاق نیست حسن

فانوس پرده داری پروانه می کند

یاران تلاش تازگی لفظ می کنند

صائب تلاش معنی بیگانه می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و پیچیده عشق و غم می‌پردازد. شاعر از تأثیر گرم چشم و دلدار بر دیوانگی و تاثیری که زیبایی او بر دل‌ها دارد، صحبت می‌کند. او به ابراز غم و اندوهی که در دل دارد و همچنین دوگانگی احساسات میان عشق و درد اشاره می‌کند. در ادامه، شاعر به زلف‌های پریشان یار و یادآوری از غم عاشقان اشاره می‌کند و به تلاش برای تجدید معانی و واژگان عشق و زیبایی می‌پردازد. این اشعار نمایانگر تنش میان عشق، غم، و جستجوی معنا در روابط انسانی است.