غزل شمارهٔ ۴۲۰۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
الفت به عاشقان سگ آن کو نمیکند
وحشت رَم از طبیعت آهو نمیکند
از پاکدامنان نکند حسن اجتناب
گل با صبا مضایقه در بو نمیکند
از سینه هر دلی که به بوی تو شد جدا
چون نافه بازگشت به آهو نمیکند
سنگ و گهر یکی است به چشم خداشناس
میزان عدل میل به یک سو نمیکند
در تیغ نیست جوهر اقبال مردمی
کاری که چشم میکند ابرو نمیکند
اقبال روزگار به بخت است و اتفاق
دولت به التماس به کس رو نمیکند
آبش چو نخل بادیه از ابر میرسد
هرکس که التفات به هر جو نمیکند
آب روان به قوت سرچشمه میرود
سالک به پای خویش تکاپو نمیکند
صائب چو حسن قدرت خود را کند عیان
شمشیر کار جنبش ابرو نمیکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات انسانی و رابطه آنها با طبیعت و جهان میپردازد. شاعر اشاره میکند که عشق به معشوق، ترس از طبیعت و پاکدامنی انسانها در رفتار آنها تأثیرگذار است. او به عدم تفاوت بین سنگ و جواهر در نظر خداوند تأکید میکند و بیان میکند که امکانات و موفقیتها به طور طبیعی به دست نمیآیند و نیاز به تلاش دارند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که قویترین و مؤثرترین کارها بدون تلاش و فعالیت فردی ممکن نمیشود و قدرت واقعی در عمل و کوشش نهفته است.