نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۲۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این ناکسان که فخر به اجداد می کنند

از رو به پشت نامه دلی شاد می کنند

بخل از کرم به است که بی حاصلان بخل

در هر جواب بنده ای آزاد می کنند

گل بسته است راه به سر گوشی نسیم

این بلبلان خام چه فریاد می کنند

آینده را قیاس کن از حال خود ببین

کز رفتگان به خیر که را یاد می کنند

در مکتبی که عشق ادیب است کودکان

مشق ستم به خامه فولاد می کنند

عشق مجاز ابجد عشق حقیقت است

در عالمی که اهل دل ارشاد می کنند

صائب جماعتی که سوارند بر سخن

در کوه قاف صید پریزاد می کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد افرادی می‌پردازد که فقط به اجداد خود افتخار می‌کنند و از حال و آینده خود غافل‌اند. شاعر به بخل و کراهت آنها اشاره می‌کند که در پاسخ به روابط انسانی، آزاداندیشی را از خود نشان نمی‌دهند. همچنین به واقعیت‌ها و روابط عاطفی در زندگی اشاره دارد و نشان می‌دهد که عشق واقعی برتر از عشق مجازی است. همچنین به افرادی اشاره می‌کند که فقط در ظاهر خوبند و در باطن به کارهای بی‌حاصل مشغولند. در نهایت، شاعر از حال آدم‌ها می‌خواهد که به یاد رفتگان و تأثیرات آنها در زندگی‌اشان توجه کنند.