نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۲۳۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند

خوبان کجا ز آینه دلگیر می شوند

در خانمان خرابی دل سعی می کنند

این غافلان که در پی تعمیر می شوند

چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان

روشندلان به یک دو نفس پیر می شوند

غیر از گرسنگی که نگردند سیر ازو

هر نعمتی که هست ازو سیر می شوند

آنان که قد کنند دوتا پیش چون خودی

در خانه کمان هدف تیر می شوند

بی جذبه آن کسان که درین ره قدم نهند

گر بر فلک روند زمین گیر می شوند

جمعی که پا به صدق درین راه می نهند

در یک نفس چو صبح جهانگیر می شوند

جمعی که از حسب به نسب می کنند صلح

قانع به استخوان ز طباشیر می شوند

صائب ز زخم شیر مکافات غافلند

صید افکنان که در پی نخجیر می شوند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات از شاعر به بررسی حالات و رفتار انسان‌ها در زندگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که عده‌ای از افراد به دنبال رفاه و خوشی هستند، اما در واقعیت ممکن است دچار پوچی و ناکامی شوند. دلبران و خوبان از محبت و دوستی سیر نمی‌شوند و همواره در پی ترمیم دل‌های شکسته‌اند. در مقابل، کسانی که در جستجوی سادگی و صدق هستند، به کمال و روشنی می‌رسند. همچنین، کسانی که به دنبال منافع مادی و نسب و حسب هستند، هرگز سیر نمی‌شوند و در نهایت از زندگی رضایت ندارند. شاعر به نوعی هشدار می‌دهد که انسان‌ها باید به جستجوی ارزش‌های واقعی و انسانی بپردازند، نه تنها به ظواهر زندگی.