نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۰۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک بار رو به اهل وفا می توان نمود

تعمیر کعبه دل ما می توان نمود

واسوختن علاج تب عشق می کند

این درد را به داغ دوامی توان نمود

تا نیم قطره در قدح آبروی هست

قطع نظر ز آب بقا می توان نمود

در روزگار صبح بنا گوش آن نگار

پیشین، نماز صبح ادا می توان نمود

سر پنجه تصرف اگر در نگار نیست

گل را ز رنگ وبوی جدا می توان نمود

از دست وپا زدن نرود کارعشق پیش

اینجا به دست بسته شنا می توان نمود

از راه کعبه با جگر تشنه آمده است

یک بوسه نذرصائب ما می توان نمود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و معنویت اشاره دارد. شاعر در آن به تلاش برای تعمیر دل و اخلاص در عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق اگرچه دردآور است، اما می‌توان آن را با صبر و تحمل مدیریت کرد. او به اهمیت آبرو و نمایان کردن عشق در دنیای روزمره می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که با وجود مشکلات، عشق و وفا قابل دست‌یابی است. در پایان، شاعر به سوز و شوق برای وصال محبوب و قربانی کردن خود برای عشق اشاره می‌کند.