نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گل داده هرزه نالی چمن دهد

گوش گران سزای لب پر سخن دهد

برگ خزان رسیده شمارد سهیل را

لعلش که گوشمال عقیق یمن دهد

دریا شهید عشق ترا شستشو نداد

شبنم چه داد لاله خونین کفن دهد

آتش غلط نکرد که کار سپند ساخت

تا کی به ناله دردسر انجمن دهد

نگذارم آفتاب برد شبنمی ز باغ

گر بلبل اختیار گلستان به من دهد

یک داغ چون کند به دل لخت لخت ما

یک شمع چو فروغ به صد انجمن دهد

صائب به ذوق این غزل تازه، عندلیب

صد بوسه رونما، ز گل ویاسمن دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره زیبایی‌های طبیعت و عشق سروده شده است. شاعر به وصف گل‌ها، شبنم و دریا می‌پردازد و ارتباط عاطفی انسان با این عناصر را بیان می‌کند. نشانه‌هایی از حسرت و آرزو در اشعار مشهود است، جایی که شاعر از داغ عشق و شوق به زیبایی‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر با احساساتی عمیق نسبت به محبت و زیبایی، داستان دل‌تنگی و جستجوی عشق را روایت می‌کند.