نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را

نسازد گوشه چشم توقع گوشه گیری را

خزان دل را خنک از نوبهاران بیش می سازد

به ایام جوانی هیچ نسبت نیست پیری را

چراغ زندگی را گر جهان افروز می خواهی

مده از دست چون دامان شب ها دستگیری را

میان زنگی و آیینه صحبت در نمی گیرد

به دل های سیه ظاهر مکن روشن ضمیری را

ز معنی های بی صورت، دلت گردد نگارستان

زنی بر سنگ اگر آیینه صورت پذیری را

ندارد حاصلی غیر از پریشان کردن دلها

نهان در خاک کن زنهار تخم خرده گیری را

خودآرا آنچنان بر جامه ابریشمین نازد

که پنداری زبر دارد مقامات حریری را!

به قدر غیرت همکار گیرد اوج هر کاری

ز من دارند صائب عندلیبان خوش صفیری را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و آزادگی انسان می‌پردازد. شاعر با ستایش از آزاده‌گان، اشاره دارد که افراد مستقل و واقعی از دیگران انتظار و توقعی ندارند و به دنبال غنای درونی خود هستند. زندگی را به روشنایی چراغی تشبیه کرده که باید با دست خود روشن شود و نه اینکه به دیگران وابسته باشد. شاعر همچنین به تفاوت بین ظاهر و باطن اشاره می‌کند و به اهمیت دوری از حسادت و انتقاد می‌پردازد. در نهایت، او با تأکید بر غیرت و تلاش در کارها، بر اهمیت خودآرایی درونی به جای تظاهر به زیبایی‌های ظاهری تأکید می‌کند.