نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۹۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اندیشه چرا عشق ز کس داشته باشد

پروانه چه پروای عسس داشته باشد

در سینه صد چاک نگنجد دل عارف

سیمرغ محال است قفس داشته باشد

چشمی که در او نور حیا پرده نشین نیست

ره در همه جا همچو مگس داشته باشد

رخساره چون ماه تو امروز گرفته است

آیینه که راپیش نفس داشته باشد

چشمی است که برهم زده از موی زیادست

تا دل رگ خامی ز هوس داشته باشد

از مردم کم ظرف نیاید سفر بحر

پیداست حبابی چه نفس داشته باشد

شادآن دل صد چاک که در خلوت محمل

راه سخنی همچو جرس داشته باشد

در میکده صائب چه نفس راست نماید

از سایه خود هرکه عسس داشته باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان فلسفی و عارفانه درباره عشق و حال دل عارفان می‌پردازد. شاعر به رابطه عمیق عشق و معرفت اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق واقعی نمی‌تواند به راحتی از دنیای مادی جدا شود. او به تصورات و آرزوهای دل می‌پردازد و از مشکلات و چالش‌های عشق سخن می‌گوید. در اینجا نکاتی همچون نداشتن قفس برای سیمرغ، نوری که در دل عارفان وجود دارد و زیبایی که بر چهره معشوق است، مطرح می‌شود. در نهایت، شاعر به حالات مختلف دل و احساسات انسان اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که شناخت درونی و عشق حقیقی فراتر از ظاهر و ظواهر دنیوی است.