نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۵۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد

از گوشمال گرداب دریا چه باک دارد

همواری از خطرها دیوارآهنین است

از ترکتاز سیلاب دریا چه باک دارد

زخم زبان ندارد رنگی ز سخت رویان

از شیشه شکسته خارا چه باک دارد

طبع کریم خواهد تقریب بهر ریزش

از ساغر تهی چشم مینا چه باک دارد

ایمن ز بر گریزست آن را که نیست برگی

از چشم تنگ سوزن عیسی چه باک دارد

دلهای پینه بسته آسوده از گزندست

از رفتن عزیزان دنیا چه باک دارد

پرواز گوشه گیران بالاتراز سپهرست

از سربلندی قاف عنقا چه باک دارد

در پیش رحمت حق گرد گنه چه باشد

از سیلهای تیره دریا چه باک دارد

بر عاشقان گواراست صائب عتاب معشوق

از تیغ بازی مهر حربا چه باک دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به عمق باورها و قدرت روح انسانی در برابر چالش‌ها و دردهای زندگی اشاره دارد. شاعر می‌گوید از زنجیرهای دنیا یا مشکلات و مصائب نمی‌ترسد، چون دیوارهای محکم و حفاظت‌کننده‌ای در دل وجود دارد. او به زیبایی بیان می‌کند که زخم زبان دیگران نمی‌تواند او را آزرده کند و دل‌های محکم و پینه‌بسته، در برابر سختی‌ها آسوده‌اند. همچنین، پرواز و عروج افراد گوشه‌گیر به مراتب بالاتر از موفقیت‌های ظاهری دنیوی است. در آخر، شاعر به عشق و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید حتی عتاب معشوق برای عاشق لذت‌بخش است. به طور کلی، شعر بیان‌گر نگرش مثبت و مقاوم نسبت به زندگی و سختی‌های آن است.