نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۶۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

خالت ز خط مشکین دست دگر برآورد

حرصش شود دوبالا موری که پر برآورد

مو از خمیر نتوان آسان چنان کشیدن

کز عقل وهوش ماراآن خوش کمر برآورد

چون پسته مغز هر کس از زهر سبز گردید

از پوست چون برآمد سر از شکر برآورد

از پیچ وتاب زنهارچون رشته سر مپیچید

کاین راه پرخم و پیچ سر از گهر برآورد

گفتم کشم به پیری پا چون هدف به دامن

از قد چون کمان حرص چون تیر پر برآورد

ابرام بی اثر نیست کز مغز سنگ آهن

از روی سخت صائب چندین شرر برآورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف و تحلیل کشمکش‌های درونی انسان و تمایلات او می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف به بیان حرص و ولع انسان و تأثیرات آن بر عقل و هوش می‌پردازد. او به مقایسه انسان‌ها با پسته و موری می‌پردازد و نگاهی به پیچیدگی‌های زندگی و چالش‌های آن دارد. همچنین به پیری و مضرات حرص اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود تلاش‌ها و مقاومت‌ها، برخی ویژگی‌ها و تمایلات انسانی به راحتی قابل تغییر نیستند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که سختی‌ها و چالش‌ها موجب بروز یا ظهور نکاتی مثبت و باارزش می‌شود.