نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۸۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

دهان بوسه فریب ترا پیاله ندارد

رم نگاه ترا دیده غزاله ندارد

به خط سبز لب جام وصفحه رخ ساقی

که عمر خضر نشاط می دوساله ندارد

به برگ لاله چه نسبت عرق فشان رخ او را

بدیهه عرق شرم برگ لاله ندارد

خدا شکیب دهد ماحباب حوصلگان را

که تاب گردش چشم ترا پیاله ندارد

قسم به خرمن ماه وقسم به خوشه پروین

که بخت خانه زین تو هیچ هاله ندارد

ز خشت خم در حکمت گشاده گشت به رویم

به حق می که فلاطون چنین رساله ندارد

ز دست برد حوادث که جسته است مسلم

کدام برگ درین باغ زخم ژاله ندارد

ز بس که از سر درداست فکرهای تو صائب

سرایت سخنت هیچ آه وناله ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق و ناتوانی فرد شاعر در وصف آن است. شاعر با تصاویری زیبا از لب‌ها و چهره معشوق، به کمبود و کاستی‌های وصف عشق خود اشاره می‌کند. او به تضادها میان زیبایی معشوق و ناتوانی کلمات در بیان آن پرداخته، و از درد و رنج ناشی از عشق صحبت می‌کند. در نهایت، با تأکید بر خستگی ناشی از فراق و تلاش‌های بی‌نتیجه برای درک و ابراز عشق، حسرت و غم خود را بیان می‌کند.